معرفی مهندس ارزش
معرفي مهندسي ارزش:
مهندسي ارزش، تلاشي است سازمان يافته كه با هدف بررسي و تحليل تمام فعاليتهاي يك طرح، از زمان شكلگيري تفكر اوليه تا مرحله طراحي و اجرا و سپس راه اندازي و بهره برداري انجام مي شود و به عنوان يكي از كارآمدترين و مهم ترين روشهاي اقتصادي در عرصه فعاليتهاي مهندسي، شناخته شده است. مهندسي ارزش در چهارچوب مديريت پروژه، ضمن اينكه به تمام اجزاي طرح توجه مي كند، هيچ بخشي از كار را قطعي و مسلم نمي داند. هدف مهندسي ارزش، زمان كمتر براي رسيدن به مرحله بهره برداري بدون افزودن بر هزينه ها يا كاستن از كيفيت كار است.
افزايش پيوسته هزينه هاي اجرايي و توسعه روز افزون فن آوري، حذف آن بخش از هزينه ها را كه نقشي در ارتقاي كيفيت ندارند و از لحاظ اجرايي نيز غير ضروري مي باشند، الزامي ساخته است. به كارگيري مهندسي ارزش در پروژه هاي اجرايي با توجه به پيچيدگي كارها به ويژه در طرحهاي بزرگ اجرايي، مي تواند به ابزار بي چون و چراي مديريت در كنترل هزينه ها تبديل شود. هدف اين روش، از ميان برداشتن يا اصلاح هر چيزي است كه موجب تحميل هزينه هاي غير ضروري مي شود، بدون آنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي طرح وارد آيد. مهندسي ارزش، مجموعه اي متشكل از چندين روش فني است كه با بازنگري و تحليل اجزاي كار، قادر خواهد بود، اجراي كامل طرح را با كمترين هزينه و زمان تحقق بخشد. هزينه طرح در اين مقوله نه فقط هزينه هاي طراحي و اجرا بلكه هزينه هاي مالكيت شامل بهره برداري، تعمير و نگهداري و هزينه هاي مصرف در سراسر دوره عمر مفيد طرح را نيز شامل مي شود.
روشهاي مهندسي ارزش مي تواند موجب اصلاح و ارتقاي كيفيت فرايندهاي توليد صنعتي و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از يك پروژه اجرايي گردد. برخلاف آنچه كه در صنايع توليدي مرسوم است و مي توان يك روش اصلاحي را همواره در مراحل بعدي توليد يك محصول خاص نيز اجرا كرد، در پروژه هاي ساختماني كه هر سازه داراي شرايط ويژه اي است، حدود به كارگيري يك روش اصلاحي مهندسي ارزش، محدود به همان پروژه است گذشته از اين، امكانات صرفه جويي در هزينه هاي يك پروژه اجرايي نيز در مراحل مختلف آن تفاوتهاي بسيار پيدا مي كند. با آنكه روش مهندسي ارزش را مي توان در تمام مراحل يك پروژه اجرايي به كارگرفت، بيشترين مزاياي آن زماني حاصل مي شود كه در نخستين مراحل برنامه ريزي و طراحي به كار گرفته شود. نوآوري و جنبه هاي كاربردي مهندسي ارزش، اين روش را از روشهاي سنتي و متعارف كاهش هزينه ها، متمايز مي گرداند. روشهاي سنتي كاهش هزينه ها، عموماً از تجربيات گذشته، نگرشها و عاداتي كه جنبه تكرار به خود گرفته است، تبعيت مي كند و اثري از خلاقيت در آنها ديده نمي شود. مهندسي ارزش برعكس، گردآوري اطلاعات، شناسايي عرصه هاي مشكل دار، پيشنهاد و تدوين روشها و طرحهاي ابتكاري، پرورش انديشه هاي نو و تلفيق همه جانبه ديدگاههايي را كه قرار است توصيه شود، مطرح مي سازد.
از سال 1961 كه لارنس مايلزدر كتاب ًروش هاي فني تحليل و مهندسي ارزش ً ،تحليل ارزش را همچون ديدگاهي خلاق و سازمان يافته در جهت شناسايي و حذف هزينه هاي غير ضروري ، تعريف كرد تا سال 1995 كه ساكسنا و كريشنان كتاب ً مهندسي ارز ش در مديريت پروژه ً را منتشر نمودند ، مهندسي ارزش به صورت يك روش فني پذيرفته شده در فعاليتهاي طراحي و اجرايي در بيشتر كشورها تثبيت گرديد و رسميت يافت ، به طوري كه بسياري از دست اندركاران عرصه هاي اجرايي به ويژه طراحان ، پيمانكاران و كارفرمايان با مفاهيم و روش هاي فني مهندسي ارزش آشنا شدند .
سير تاريخي مهندسي ارزش
تحليل ارزش به صورت يك روش فني ويژه ، در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفت . كار طراحي و تدوين اين روش به دستور هري ارليكر معاون فني بخش خريد هاي شركت جنرال الكتريك آغاز شد . وي معتقد بود كه برخي از مواد ومصالح وطرحهاي جايگزين، كه به طور ضروري و به علت كمبود هاي زمان جنگ به كار گرفته مي شدند داراي عملكرد بهتر با هزينه كمتر هستند . به دستور او در داخل شركت و به منظور ارتقاي كارايي توليد از طريق تامين مواد ، مصالح وروشهاي جايگزين براي مواد و مصالح پرهزينه ، كوشش همهجانبه اي به عمل آمد . در سال 1947 اين وظيفه برعهده لارنس مايلز مهندس ارشد شركت جنرالالكتريك نهاده شد . مايلز در مورد روش ها و فنون موجود به پژوهش پرداخت و از برخي روشهاي مرسوم به صورت تلفيقي با روش مرحله به مرحله خويش براي تحليل ارزش بهره گرفت . مايلز كه مبتكر و بنيانگذار مهندسي ارزش بهشمار مي رود ، يك روش رسمي رابه اجرا درآورد كه در جريان آن چندين گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات توليدي شركت جنرال الكتريك را بررسي ميكردند . آنان به اتكاي روشهاي خلاق گروهي و بدون افت كارايي محصول ، تغييراتي در محصولات شركت بوجو د آوردند و هزينه هاي توليد را كاهش دادند. روش تحليل ارزش به عنوان يك استاندارد در شركت جنرال الكتريك پذيرفته شد و به تدريج شركتهاي ديگر و برخي سازمان هاي دولتي نيز اين رو ش جديد را به عنوان ابزاري براي كاستن از هزينههاي خود به كار بستند . اين روش جديد ، همان مهندسي ارزش بود . با آنكه اغلب روشهاي به كار گرفته شده در آن روزها تازگي نداشت ، بهره گيري از فلسفه نگرش عملكردي و كاري نو بود .
در سال 1954 دفتر كشتي سازي نيروي دريايي ، در سال 1956 ستاد مهندسي ارتش و در سال 1961 نيروي هوايي آمريكا به دنبال به كارگيري تحليل ارزش و نتيجه بخش واقع شدن اين روش در تقليل هزينه ها ، به امكانات و تواناييهاي بالقوه آن علاقمند شدند . عنوان ً تحليل ارزش ً در اين مرحله و به منظور تاكيد بر جنبههاي مهندسي به ً مهندسي ارزش ً تغيير يافت . در سال 1962 مك نامارا وزير دفاع آمريكا ، حيثيت و اعتبار خود را بر كارگيري مهندسي ارزش متكي ساخت . مهندسي ارزش عنصر اصلي حركت در جهت كاهش هزينههاي دفاعي آمريكا شد . مك نامارا حركتي بزرگ در طراحي و اجراي سيستم هاي برنامه ريزي متكي بر شبكه- review tchnique -pert program evaluation and (روشهاي فني ارزشيابي و بازنگري برنامه) وcpm– critical path method – (روش مسير بحراني) ايجاد كرد و دستور داد تا اين روشها در تمام برنامهريزيها و طراحيهاي وزارت دفاع استفاده شود.
پيش از آغاز استفاده از مهندسي ارزش در آئين نامه تداركات نيروهاي مسلح آمريكا، كاربرد آن در عرصه ساختمان و كارهاي اجرايي بسيار اندك و اتفاقي بود. ستاد مهندسي ارتش آمريكا درنخستين دهه كاربرد مهندسي ارزش حدود 200 ميليون دلار صرفه جويي كرد، كه بخش عمده اين صرفه جويي نيز نتيجه ارزيابي دوباره پروژه هاي اصلي توسط خود اين ستاد بوده است. در همان دوره بيش از 2200 پيمانكار براي كاستن از هزينه ها به كمك مهندسي ارزش، پيشنهادهايي ارائه كردند كه از آن ميان 1400 پيشنهاد پذيرفته شد و معادل 7 ميليون دلار صرفه جويي گرديد.
صنعت ساختمان تا سال 1972 به طور كلي، فقط تا حدودي به مهندسي ارزش ابراز علاقه كرده بود. در سال 1972 دوازدهمين كنفرانس سالانه ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً (Sive) بر به كارگيري تحليل ارزش در صنعت ساختمان تأكيد كرد. در سيزدهمين كنفرانس كه در شيكاگو برگزار شد، بيش از نيمي از حاضران را معماران، مهندسان و پيمانكاران تشكيل مي دادند. انجمن زمين شناسي آمريكا در مارس 1972، اعلام كرد كه شرايط مربوط به مهندسي ارزش در اغلب قراردادهاي معماري، مهندسي و مديريت اجرا، گنجانده شده است. در سال 1974 به دعوت انجمن زمين شناسي آمريكا ً شوراي سراسري مديريت ارزش ً به منظور توسعه و هماهنگ سازي كوششهاي مربوط به مهندسي ارزش، تأسيس شد.
چهاردهمين اجلاس ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً كه در سال 1973 به تشريح دستاوردهاي مهندسي ارزش پرداخت، مشخص نمود كه به ازاي هر يك دلار سرمايه گذاري براي اجراي مهندسي ارزش چيزي حدود 53/4 دلار صرفه جويي در هزينه هاي اجرايي بدست آمده است، به نحوي كه از زمان به كارگيري مهندسي ارزش در آمريكا تا سال 1973 معادل 8/1 ميليارد دلار صرفه جويي شده است. اين صرفه جويي تا سال 1989 به بيش از 3/4 ميليارد دلار افزايش يافته است. بازده مهندسي ارزش از سال 1973 تا سال 1995 براي هر يك دلار هزينه سرمايه گذاري شده، مبلغي حدود 15 تا 30 دلار بوده است.
آنچه از تجربيات اجراي مهندسي ارزش تا كنون حاصل شده است، كشف و تدوين برخي مفاهيم و اصول بنيادي است كه اساس رشد و تكامل روشهاي مهندسي ارزش قرار گرفته است. اين اصول بنيادي عبارتند از:
1- بهره گيري از كارشناسان چند تخصصي براي اعمال تغييرات.
2- تكميل تدريجي تغييرات از طريق مطالعه و بررسي عيني كار.
3- بهره گيري از يك منطق اساسي براي طرح پرسش ها.
4- برنامه ريزي انجام كار.
در طي چندين سال، روشهاي فني مهندسي ارزش همانند عرصه هاي به كارگيري آن، گسترش پيدا كرد. امروزه تحليل يا مهندسي ارزش، رشته اي شناخته شده براي ارتقاي ارزش توليدات يا خدمات به شمار مي رود.
فرآيند مهندسي ارزش، فرآيندي منطقي و ساختار يافته است كه در آن از يك گروه كارشناس چند تخصصي براي هدفهاي زير استفاده مي شود:
1- انتخاب پروژه يا محصول مناسب براي تحليل با توجه به زمان صرف شده براي مطالعه.
2- مشخص كردن و اندازه گيري كردن ارزش جاري يك پروژه و محصول يا اجزاي تشكيل دهنده آن با توجه به عملكردهايي كه نيازها، هدفها و خواستهاي يك پروژه را برآورد مي سازد.
3- تدوين و ارزيابي گزينه هاي جديد براي تخمين يا ارتقاي كيفيت بخشهاي وابسته با هزينه كمتر.
4- انطباق گزينه جديد با بهترين راه عملي كردن آن.
گروه مهندسي ارزش از طراحان، پيمانكاران، تحليل گران ارزش و كارفرماي يك پروژه اجرايي تشكيل مي شود. اين گروه گرچه در كنار يكديگر و در پروژه اي واحد كار نمي كنند اما از لحاظ موضوع به يكديگر مربوط بوده و با زمينه هاي تخصصي مجموعه نيز آشنايي دارند.
نقش گروه طراحي در به كارگيري موفقيت آميز تحليل ارزش، بسيار مهم است، زيرا بيشتر دست اندركاران عرصه اجرايي بطور كامل به توانايي مهندسي ارزش پي نبرده اند و به بهره گيري عملي از روشهاي فني اين تحليل نپرداخته اند. تحليل گر ارزش بايد راههاي متعادل سازي گروه را دريابد و با آنان همفكري و همدلي كند تا اعضاي مجموعه به تفكر مهندسي ارزش نزديك شوند. تحليل گر ارزش بايد با فراهم آوردن فرصت لازم براي يكايك افراد مجموعه، امكان ارائه ديدگاههاي آنان را ميسر سازد تا افراد بدون نگراني از اينكه ممكن است اظهار نظر آنها چندان فني و عملي نباشد، ديدگاههاي خود را مطرح نمايند. گاهي بهترين و ارزان ترين راه حل ها از پيشنهادها و ديدگاههايي كه به نظر كم ارزش و سطحي مي آيند، حاصل مي شود.
تعاريف و توصيف هاي مرتبط با مهندسي ارزش:
• مهندسي ارزش را بازنگري خلاق و سازمانيافته ارزشها (Value) و هزينهها (Cost) به منظور بيشينهكردن شاخص ارزش (Function / Cost) تعريف نمودهاند.
• هدف مهندسي ارزش از ميان برداشتن يا اصلاح هر عاملي است كه موجب تحميل هزينههاي غيرضروري ميشود، بيآنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي سيستم وارد آيد. دستور كار مهندسي ارزش، بهبود مداوم طراحي و اجرا است.
• مهندسي ارزش صرفا برنامهاي براي كاهش هزينهها نيست، بلكه روشي براي حداكثر نمودن ارزش طرح ها ميباشد، زيرا در بعضي موارد، كارفرما خواستار سهولت بهره برداري و كاهش هزينهها به قيمت افزايش هزينههاي مطالعاتي، طراحي و ساخت است.
• مهندسي ارزش با بررسي دقيق کارکرد اجزا و يافتن روش هاي جديدتر و بهتر، به انجام دادن بهتر كارها كمك ميكند.
• مهندسي ارزش تكنيكي مؤثر براي كاهش هزينهها، افزايش سودآوري و بهرهوري، بهبود كيفيت بدون كاستن از جاذبههاي ظاهري و جلوگيري از تاثير سوء بر محيط زيست است.
• مهندسي ارزش به كارفرما اطمينان ميدهد كه پروژهها ميتوانند با بازدهي بيشتر انجام شوند.
• روش هاي مهندسي ارزش ميتواند موجب اصلاح و ارتقاء كيفيت محصولات يا روش ها يا فرآيندهاي توليد و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از مراحل اجرايي يك پروژه شود.
• مهندسي ارزش يا تحليل ارزش يك تكنولوژي مديريتي است كه در پي برقراري توازن عملي ميان هزينه، قابليت اطمينان و عملكرد در يك محصول/خدمت، پروژه، فرآيند يا اجزاي هر يك از آنها است.
مهندسي ارزش، تلاشي است سازمان يافته كه با هدف بررسي و تحليل تمام فعاليتهاي يك طرح، از زمان شكلگيري تفكر اوليه تا مرحله طراحي و اجرا و سپس راه اندازي و بهره برداري انجام مي شود و به عنوان يكي از كارآمدترين و مهم ترين روشهاي اقتصادي در عرصه فعاليتهاي مهندسي، شناخته شده است. مهندسي ارزش در چهارچوب مديريت پروژه، ضمن اينكه به تمام اجزاي طرح توجه مي كند، هيچ بخشي از كار را قطعي و مسلم نمي داند. هدف مهندسي ارزش، زمان كمتر براي رسيدن به مرحله بهره برداري بدون افزودن بر هزينه ها يا كاستن از كيفيت كار است.
افزايش پيوسته هزينه هاي اجرايي و توسعه روز افزون فن آوري، حذف آن بخش از هزينه ها را كه نقشي در ارتقاي كيفيت ندارند و از لحاظ اجرايي نيز غير ضروري مي باشند، الزامي ساخته است. به كارگيري مهندسي ارزش در پروژه هاي اجرايي با توجه به پيچيدگي كارها به ويژه در طرحهاي بزرگ اجرايي، مي تواند به ابزار بي چون و چراي مديريت در كنترل هزينه ها تبديل شود. هدف اين روش، از ميان برداشتن يا اصلاح هر چيزي است كه موجب تحميل هزينه هاي غير ضروري مي شود، بدون آنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي طرح وارد آيد. مهندسي ارزش، مجموعه اي متشكل از چندين روش فني است كه با بازنگري و تحليل اجزاي كار، قادر خواهد بود، اجراي كامل طرح را با كمترين هزينه و زمان تحقق بخشد. هزينه طرح در اين مقوله نه فقط هزينه هاي طراحي و اجرا بلكه هزينه هاي مالكيت شامل بهره برداري، تعمير و نگهداري و هزينه هاي مصرف در سراسر دوره عمر مفيد طرح را نيز شامل مي شود.
روشهاي مهندسي ارزش مي تواند موجب اصلاح و ارتقاي كيفيت فرايندهاي توليد صنعتي و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از يك پروژه اجرايي گردد. برخلاف آنچه كه در صنايع توليدي مرسوم است و مي توان يك روش اصلاحي را همواره در مراحل بعدي توليد يك محصول خاص نيز اجرا كرد، در پروژه هاي ساختماني كه هر سازه داراي شرايط ويژه اي است، حدود به كارگيري يك روش اصلاحي مهندسي ارزش، محدود به همان پروژه است گذشته از اين، امكانات صرفه جويي در هزينه هاي يك پروژه اجرايي نيز در مراحل مختلف آن تفاوتهاي بسيار پيدا مي كند. با آنكه روش مهندسي ارزش را مي توان در تمام مراحل يك پروژه اجرايي به كارگرفت، بيشترين مزاياي آن زماني حاصل مي شود كه در نخستين مراحل برنامه ريزي و طراحي به كار گرفته شود. نوآوري و جنبه هاي كاربردي مهندسي ارزش، اين روش را از روشهاي سنتي و متعارف كاهش هزينه ها، متمايز مي گرداند. روشهاي سنتي كاهش هزينه ها، عموماً از تجربيات گذشته، نگرشها و عاداتي كه جنبه تكرار به خود گرفته است، تبعيت مي كند و اثري از خلاقيت در آنها ديده نمي شود. مهندسي ارزش برعكس، گردآوري اطلاعات، شناسايي عرصه هاي مشكل دار، پيشنهاد و تدوين روشها و طرحهاي ابتكاري، پرورش انديشه هاي نو و تلفيق همه جانبه ديدگاههايي را كه قرار است توصيه شود، مطرح مي سازد.
از سال 1961 كه لارنس مايلزدر كتاب ًروش هاي فني تحليل و مهندسي ارزش ً ،تحليل ارزش را همچون ديدگاهي خلاق و سازمان يافته در جهت شناسايي و حذف هزينه هاي غير ضروري ، تعريف كرد تا سال 1995 كه ساكسنا و كريشنان كتاب ً مهندسي ارز ش در مديريت پروژه ً را منتشر نمودند ، مهندسي ارزش به صورت يك روش فني پذيرفته شده در فعاليتهاي طراحي و اجرايي در بيشتر كشورها تثبيت گرديد و رسميت يافت ، به طوري كه بسياري از دست اندركاران عرصه هاي اجرايي به ويژه طراحان ، پيمانكاران و كارفرمايان با مفاهيم و روش هاي فني مهندسي ارزش آشنا شدند .
سير تاريخي مهندسي ارزش
تحليل ارزش به صورت يك روش فني ويژه ، در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفت . كار طراحي و تدوين اين روش به دستور هري ارليكر معاون فني بخش خريد هاي شركت جنرال الكتريك آغاز شد . وي معتقد بود كه برخي از مواد ومصالح وطرحهاي جايگزين، كه به طور ضروري و به علت كمبود هاي زمان جنگ به كار گرفته مي شدند داراي عملكرد بهتر با هزينه كمتر هستند . به دستور او در داخل شركت و به منظور ارتقاي كارايي توليد از طريق تامين مواد ، مصالح وروشهاي جايگزين براي مواد و مصالح پرهزينه ، كوشش همهجانبه اي به عمل آمد . در سال 1947 اين وظيفه برعهده لارنس مايلز مهندس ارشد شركت جنرالالكتريك نهاده شد . مايلز در مورد روش ها و فنون موجود به پژوهش پرداخت و از برخي روشهاي مرسوم به صورت تلفيقي با روش مرحله به مرحله خويش براي تحليل ارزش بهره گرفت . مايلز كه مبتكر و بنيانگذار مهندسي ارزش بهشمار مي رود ، يك روش رسمي رابه اجرا درآورد كه در جريان آن چندين گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات توليدي شركت جنرال الكتريك را بررسي ميكردند . آنان به اتكاي روشهاي خلاق گروهي و بدون افت كارايي محصول ، تغييراتي در محصولات شركت بوجو د آوردند و هزينه هاي توليد را كاهش دادند. روش تحليل ارزش به عنوان يك استاندارد در شركت جنرال الكتريك پذيرفته شد و به تدريج شركتهاي ديگر و برخي سازمان هاي دولتي نيز اين رو ش جديد را به عنوان ابزاري براي كاستن از هزينههاي خود به كار بستند . اين روش جديد ، همان مهندسي ارزش بود . با آنكه اغلب روشهاي به كار گرفته شده در آن روزها تازگي نداشت ، بهره گيري از فلسفه نگرش عملكردي و كاري نو بود .
در سال 1954 دفتر كشتي سازي نيروي دريايي ، در سال 1956 ستاد مهندسي ارتش و در سال 1961 نيروي هوايي آمريكا به دنبال به كارگيري تحليل ارزش و نتيجه بخش واقع شدن اين روش در تقليل هزينه ها ، به امكانات و تواناييهاي بالقوه آن علاقمند شدند . عنوان ً تحليل ارزش ً در اين مرحله و به منظور تاكيد بر جنبههاي مهندسي به ً مهندسي ارزش ً تغيير يافت . در سال 1962 مك نامارا وزير دفاع آمريكا ، حيثيت و اعتبار خود را بر كارگيري مهندسي ارزش متكي ساخت . مهندسي ارزش عنصر اصلي حركت در جهت كاهش هزينههاي دفاعي آمريكا شد . مك نامارا حركتي بزرگ در طراحي و اجراي سيستم هاي برنامه ريزي متكي بر شبكه- review tchnique -pert program evaluation and (روشهاي فني ارزشيابي و بازنگري برنامه) وcpm– critical path method – (روش مسير بحراني) ايجاد كرد و دستور داد تا اين روشها در تمام برنامهريزيها و طراحيهاي وزارت دفاع استفاده شود.
پيش از آغاز استفاده از مهندسي ارزش در آئين نامه تداركات نيروهاي مسلح آمريكا، كاربرد آن در عرصه ساختمان و كارهاي اجرايي بسيار اندك و اتفاقي بود. ستاد مهندسي ارتش آمريكا درنخستين دهه كاربرد مهندسي ارزش حدود 200 ميليون دلار صرفه جويي كرد، كه بخش عمده اين صرفه جويي نيز نتيجه ارزيابي دوباره پروژه هاي اصلي توسط خود اين ستاد بوده است. در همان دوره بيش از 2200 پيمانكار براي كاستن از هزينه ها به كمك مهندسي ارزش، پيشنهادهايي ارائه كردند كه از آن ميان 1400 پيشنهاد پذيرفته شد و معادل 7 ميليون دلار صرفه جويي گرديد.
صنعت ساختمان تا سال 1972 به طور كلي، فقط تا حدودي به مهندسي ارزش ابراز علاقه كرده بود. در سال 1972 دوازدهمين كنفرانس سالانه ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً (Sive) بر به كارگيري تحليل ارزش در صنعت ساختمان تأكيد كرد. در سيزدهمين كنفرانس كه در شيكاگو برگزار شد، بيش از نيمي از حاضران را معماران، مهندسان و پيمانكاران تشكيل مي دادند. انجمن زمين شناسي آمريكا در مارس 1972، اعلام كرد كه شرايط مربوط به مهندسي ارزش در اغلب قراردادهاي معماري، مهندسي و مديريت اجرا، گنجانده شده است. در سال 1974 به دعوت انجمن زمين شناسي آمريكا ً شوراي سراسري مديريت ارزش ً به منظور توسعه و هماهنگ سازي كوششهاي مربوط به مهندسي ارزش، تأسيس شد.
چهاردهمين اجلاس ً انجمن آمريكايي مهندسان ارزش ً كه در سال 1973 به تشريح دستاوردهاي مهندسي ارزش پرداخت، مشخص نمود كه به ازاي هر يك دلار سرمايه گذاري براي اجراي مهندسي ارزش چيزي حدود 53/4 دلار صرفه جويي در هزينه هاي اجرايي بدست آمده است، به نحوي كه از زمان به كارگيري مهندسي ارزش در آمريكا تا سال 1973 معادل 8/1 ميليارد دلار صرفه جويي شده است. اين صرفه جويي تا سال 1989 به بيش از 3/4 ميليارد دلار افزايش يافته است. بازده مهندسي ارزش از سال 1973 تا سال 1995 براي هر يك دلار هزينه سرمايه گذاري شده، مبلغي حدود 15 تا 30 دلار بوده است.
آنچه از تجربيات اجراي مهندسي ارزش تا كنون حاصل شده است، كشف و تدوين برخي مفاهيم و اصول بنيادي است كه اساس رشد و تكامل روشهاي مهندسي ارزش قرار گرفته است. اين اصول بنيادي عبارتند از:
1- بهره گيري از كارشناسان چند تخصصي براي اعمال تغييرات.
2- تكميل تدريجي تغييرات از طريق مطالعه و بررسي عيني كار.
3- بهره گيري از يك منطق اساسي براي طرح پرسش ها.
4- برنامه ريزي انجام كار.
در طي چندين سال، روشهاي فني مهندسي ارزش همانند عرصه هاي به كارگيري آن، گسترش پيدا كرد. امروزه تحليل يا مهندسي ارزش، رشته اي شناخته شده براي ارتقاي ارزش توليدات يا خدمات به شمار مي رود.
فرآيند مهندسي ارزش، فرآيندي منطقي و ساختار يافته است كه در آن از يك گروه كارشناس چند تخصصي براي هدفهاي زير استفاده مي شود:
1- انتخاب پروژه يا محصول مناسب براي تحليل با توجه به زمان صرف شده براي مطالعه.
2- مشخص كردن و اندازه گيري كردن ارزش جاري يك پروژه و محصول يا اجزاي تشكيل دهنده آن با توجه به عملكردهايي كه نيازها، هدفها و خواستهاي يك پروژه را برآورد مي سازد.
3- تدوين و ارزيابي گزينه هاي جديد براي تخمين يا ارتقاي كيفيت بخشهاي وابسته با هزينه كمتر.
4- انطباق گزينه جديد با بهترين راه عملي كردن آن.
گروه مهندسي ارزش از طراحان، پيمانكاران، تحليل گران ارزش و كارفرماي يك پروژه اجرايي تشكيل مي شود. اين گروه گرچه در كنار يكديگر و در پروژه اي واحد كار نمي كنند اما از لحاظ موضوع به يكديگر مربوط بوده و با زمينه هاي تخصصي مجموعه نيز آشنايي دارند.
نقش گروه طراحي در به كارگيري موفقيت آميز تحليل ارزش، بسيار مهم است، زيرا بيشتر دست اندركاران عرصه اجرايي بطور كامل به توانايي مهندسي ارزش پي نبرده اند و به بهره گيري عملي از روشهاي فني اين تحليل نپرداخته اند. تحليل گر ارزش بايد راههاي متعادل سازي گروه را دريابد و با آنان همفكري و همدلي كند تا اعضاي مجموعه به تفكر مهندسي ارزش نزديك شوند. تحليل گر ارزش بايد با فراهم آوردن فرصت لازم براي يكايك افراد مجموعه، امكان ارائه ديدگاههاي آنان را ميسر سازد تا افراد بدون نگراني از اينكه ممكن است اظهار نظر آنها چندان فني و عملي نباشد، ديدگاههاي خود را مطرح نمايند. گاهي بهترين و ارزان ترين راه حل ها از پيشنهادها و ديدگاههايي كه به نظر كم ارزش و سطحي مي آيند، حاصل مي شود.
تعاريف و توصيف هاي مرتبط با مهندسي ارزش:
• مهندسي ارزش را بازنگري خلاق و سازمانيافته ارزشها (Value) و هزينهها (Cost) به منظور بيشينهكردن شاخص ارزش (Function / Cost) تعريف نمودهاند.
• هدف مهندسي ارزش از ميان برداشتن يا اصلاح هر عاملي است كه موجب تحميل هزينههاي غيرضروري ميشود، بيآنكه آسيبي به كاركردهاي اصلي و اساسي سيستم وارد آيد. دستور كار مهندسي ارزش، بهبود مداوم طراحي و اجرا است.
• مهندسي ارزش صرفا برنامهاي براي كاهش هزينهها نيست، بلكه روشي براي حداكثر نمودن ارزش طرح ها ميباشد، زيرا در بعضي موارد، كارفرما خواستار سهولت بهره برداري و كاهش هزينهها به قيمت افزايش هزينههاي مطالعاتي، طراحي و ساخت است.
• مهندسي ارزش با بررسي دقيق کارکرد اجزا و يافتن روش هاي جديدتر و بهتر، به انجام دادن بهتر كارها كمك ميكند.
• مهندسي ارزش تكنيكي مؤثر براي كاهش هزينهها، افزايش سودآوري و بهرهوري، بهبود كيفيت بدون كاستن از جاذبههاي ظاهري و جلوگيري از تاثير سوء بر محيط زيست است.
• مهندسي ارزش به كارفرما اطمينان ميدهد كه پروژهها ميتوانند با بازدهي بيشتر انجام شوند.
• روش هاي مهندسي ارزش ميتواند موجب اصلاح و ارتقاء كيفيت محصولات يا روش ها يا فرآيندهاي توليد و انجام طراحي هاي جديد در هر مرحله از مراحل اجرايي يك پروژه شود.
• مهندسي ارزش يا تحليل ارزش يك تكنولوژي مديريتي است كه در پي برقراري توازن عملي ميان هزينه، قابليت اطمينان و عملكرد در يك محصول/خدمت، پروژه، فرآيند يا اجزاي هر يك از آنها است.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 1:42 توسط محسن سعادتمند
|
مهندسی صنایع در یک نظر سنجی جهانی با توجه به فاکتورهایی از قبیل درآمد, وجهه ی اجتماعی, موقعیت شغلی و .. به عنوان بهترین رشته ی مهندسی در بین سایر رشته های مهندسی انتخاب شده است.